ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
354
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) محمد بن عمر [ واقدى ] از قدامة بن موسى ، از ابو سلمة حضرمى نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عبّاس را شنيدم كه مىگفت : همواره ملازم بزرگان اصحاب پيامبر ( ص ) از مهاجر و انصار بودم و از مغازى پيامبر ( ص ) و آياتى كه در آن باره نازل شده است مىپرسيدم و نزد هر كس كه مىرفتم به مناسبت خويشاوندى من با پيامبر ( ص ) از ديدارم شاد مىشد . روزى ابىّ بن كعب را از تعداد سورههايى كه در مدينه نازل شده است پرسيدم ، و او از راسخان در علم بود و گفت : بيست و هفت سوره در مدينه نازل شده و بقيه مكّى است . محمد بن عمر [ واقدى ] از يحيى بن علاء ، از عبد المجيد بن سهيل ، از عكرمة نقل مىكند كه مىگفته است * عبد اللّه پسر عمرو عاص را شنيدم كه مىگفت : ابن عبّاس داناترين ما به علوم گذشته و فقيهترين ما در امورى است كه حكمى بر آن نرسيده باشد . گويد ، چون اين را با ابن عبّاس گفتم ، گفت : عبد اللّه پسر عمرو عاص را مايهاى هست و گه گاه در حلال و حرام از پيامبر ( ص ) مىپرسيد . محمد بن عمر [ واقدى ] از سفيان ، از ابو سلمة ، از حبيب بن ابو ثابت ، از طاوس نقل مىكند كه مىگفته است * هرگز نديدم كسى كه با ابن عبّاس اختلاف نظر داشته ، پيش از آنكه مجاب گردد ، او را ترك كند . محمد بن عمر [ واقدى ] از يحيى بن علاء ، از يعقوب بن زيد ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * چون خبر مرگ ابن عبّاس به جابر بن عبد اللّه رسيد ، شنيدم كه دست بر هم مىزد و مىگفت : امروز دانشمندتر و بردبارتر مردم در گذشت و با مرگ او اين امت را مصيبتى جبران ناشدنى رسيد . محمد بن عمر [ واقدى ] از يحيى بن علاء ، از عمر بن عبد اللّه ، از ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم نقل مىكند كه مىگفته است * چون ابن عبّاس در گذشت ، رافع بن خديج گفت : امروز كسى درگذشت كه مردمان خاور و باختر ، همه در علم نيازمند او بودند . محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد الحميد بن جعفر ، از پدرش ، از زياد بن ميناء نقل مىكند كه مىگفته است * ابن عبّاس و ابن عمر و ابو سعيد خدرى و ابو هريرة و عبد اللّه بن عمرو بن عاص و جابر بن عبد اللّه و رافع بن خديج و سلمة بن اكوع و ابو واقد ليثىّ و عبد اللّه بن بحينة و گروهى ديگر از امثال ايشان از جمله اصحاب پيامبر ( ص ) بودند كه از هنگام مرگ عثمان تا هنگام مرگ خود در مدينه فتوى مىدادند و از پيامبر ( ص ) حديث